رضایت به گناه دیگران ونزول عذاب الهی

سوره عنکبوت بازگو کننده هلاکت و نابودی دو قوم لوط و شعیب است. اقوامی که عذاب الهی بر آنان نازل شد و همه آنها را در هم کوبید. خداوند درباره قوم لوط فرموده: «إِنَّا مُنزِلُونَ عَلىَ أَهْلِ هَذِهِ الْقَرْيَةِ رِجْزًا مِّنَ السَّمَاءِ بِمَا كاَنُواْ يَفْسُقُون[عنکبوت/۳۴] ما بر مردم اين قريه به سبب فسقى كه مرتكب میشوند، از آسمان عذاب نازل میكنيم.» و خبر نپذیرفتن حضرت شعیب(علیهالسلام) و تکذیب او را بازگو کرده و عذاب بر آنان را اینگونه بیان داشته: «فَكَذَّبُوهُ فَأَخَذَتْهُمُ الرَّجْفَةُ فَأَصْبَحُواْ فىِ دَارِهِمْ جَاثِمِين[عنکبوت/۳۷] پس تكذيبش كردند و زلزله آنان را فروگرفت و درخانههاى خود بر جاى مُردند.» عدم ایمان به پیامبر الهی و پیروی نکردن از آنها گناهان بزرگی است؛ ولی آیا تمام آن افرادی که عذاب شدند اهل این گناهان بودند؟ آیا دامن تمام قوم لوط به آن گناه شوم آلوده بود و به این دلیل عذاب شدند؟ درست است باور اینکه تمام قوم لوط آلوده به آن گناه باشند یا تمام قوم شعیب به این پیامبر الهی ایمان نداشته باشند؛ سخت است. ولی میدانیم که خداوند به هیچ بندهای ظلم نمیکند؛ پس چرا عذاب همه را فرا گرفت؟
گناهکارانی با گناهان متفاوت
درست است که تنها بخشی از قوم لوط به عمل شنیع و پست همجنسبازی رو آورده بودند امّا گروه دیگر نیز بیگناه نبودند؛ فقط گناهشان فرق میکرد. با دقت در حدیث قدسیای که مام باقر(علیهالسلام) نقل کردند به گناه آنان پی میبریم. حضرت فرمودند: «وَ أَوْحَى اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَى شُعَيْبٍ النَّبِيِ أَنِّي مُعَذِّبٌ مِنْ قَوْمِكَ مِائَةَ أَلْفٍ أَرْبَعِينَ أَلْفاً مِنْ شِرَارِهِمْ وَ سِتِّينَ أَلْفاً مِنْ خِيَارِهِمْ فَقَالَ: يَا رَبِّ هَؤُلَاءِ الْأَشْرَارُ فَمَا بَالُ الْأَخْيَارِ فَأَوْحَى اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَيْهِ دَاهَنُوا أَهْلَ الْمَعَاصِي وَ لَمْ يَغْضَبُوا لِغَضَبِي[۱] خداى تعالى به شعيب پيامبر وحى فرمود كه: من صد هزار نفر از قوم تو را عذاب خواهم كرد: چهل هزار نفر بدكار و شصت هزار نفر از نيكانشان را. شعيب عرض كرد: پروردگارا! بدكاران سزاوارند اما نيكان چرا؟ خداى عز و جل به او وحى فرمود كه: آنان با گنهكاران راه آمدند و به خاطر خشم من به خشم نيامدند.» در این روایت قدسی علت فرو آمدن عذاب الهی بر خوبان قوم شعیب، رضایت آنان نسبت به اعمال و رفتار بدکاران آن قوم دانسته شده است. رضایت به گناه دیگران مانند شراکت در آن گناه است.
امام علی(علیهالسلام) در این موضوع فرمودند: «فَمَنْ رَضِيَ أَمْراً فَقَدْ دَخَلَ فِيهِ وَ مَنْ سَخِطَهُ فَقَدْ خَرَجَ مِنْه[۲] پس کسی که به کاری راضی باشد در آن کار وارد و کسی که از آن کار ناراضی باشد از آن کار خارج میشود.» پس رضایت به گناه و کردار گناهکاران جایی در تعالیم الهی نداشته و حتی موجب عذاب الهی میشود.
گناهی هولناک و راهکار فرار از آن
یکی از هولناکترین گناهان، رضایت به گناه دیگران است. در اینجا خود فرد در ظاهر گناهی مرتکب نشده ولی نتیجه امر یک چیز و آن عذاب الهی و هلاکت است. هلاکتی که نهایتاً در آخرت دامن انسان را خواهد گرفت. همچنانکه حضرت امام رضا(علیهالسلام) مطلب را اینگونه بیان داشتهاند: «لَوْ أَنَّ رَجُلًا قُتِلَ بِالْمَشْرِقِ فَرَضِيَ بِقَتْلِهِ رَجُلٌ فِي الْمَغْرِبِ لَكَانَ الرَّاضِي عِنْدَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ شَرِيكَ الْقَاتِلِ[۳] همانا اگر مردی در مشرق کشته شده و در مغرب مردی راضی به قتل او شده است اینچنین فردی شریک در قتل حساب میشود!!»
امّا برای فرار از این گناه هلاکت بار و عذاب آور راهکاری وجود دارد و آن اعلام عدم رضایت نسبت به گناهان دیگران است که این کار با انجام امر به معروف و نهی از منکر صورت میپذیرد. راهکاری که برخاسته از قرآن کریم است: «فَلَمَّا نَسُواْ مَا ذُكِّرُواْ بِهِ أَنجَيْنَا الَّذِينَ يَنهَوْنَ عَنِ السُّوءِ وَ أَخَذْنَا الَّذِينَ ظَلَمُواْ بِعَذَابِ بَئيسٍ بِمَا كاَنُواْ يَفْسُقُون[اعراف/۱۶۵] امّا هنگامى كه تذكراتى را كه به آنها داده شده بود فراموش كردند، (لحظه عذاب فرا رسيد و) نهى كنندگان از بدى را رهايى بخشيديم و كسانى را كه ستم كردند، بخاطر نافرمانيشان به عذاب شديدى گرفتار ساختيم.» این آیه قرآن به روشنی به ما میفهماند که ترک نهی از منکر برابر با عذاب الهی است. پس نباید در برابر انجام گناه دیگران بیتفاوت بود و سکوتی از روی رضایت داشت که این نوع رضایت خود گناهکاری است.
خدا ظلمی نمیکند
خداوند در قرآن فرموده است: «إِنَّ اللَّهَ لَا يَظْلِمُ مِثْقَالَ ذَرَّة[نساء/۴۰] خدا ذرهاى هم ستم نمیكند.» از مقام حکمت و عدالت الهی نیز به دور است که به کسی کوچکترین ظلمی را روا دارد یا به خاطر گناه عدهای، افراد بیگناه را هم عذاب کند. این کار از خدا بعید است و خودش فرموده: «وَ لَا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى[فاطر/۱۸] هيچ كس بار گناه ديگرى را بر دوش نكشد.» پس عذاب آن عده که رضایت به آن گناهان داشتند را نباید ظلم الهی دانست؛ چرا که آنها به این گناه هولناک آلوده بودند و خودشان میدان به بروز چنان گناهان شنیعی داده بودند. ما نیز باید با پیروی از تعالیم اسلام و انجام نهی از منکر اعلام نارضایتی خود از گناهان فراگیر در جامعه را ابراز کنیم و به این سبب از عذاب الهی فرار کنیم.
نتیجه گیری
در قوم حضرت لوط و حضرت شعیب(علیهماالسلام) بودند افراد گناهکاری که زشت کردار بودند و بودند افرادی که نسبت به گناه دیگران بیتفاوت بودند و آنها را از اعمال زشتشان نهی نمیکردند. این به معنای رضایتشان از وضع کنونی بود و در چنین شرایطی اگر عذاب الهی نازل شود؛ هم آن گناهکاران و هم این گناهکاران را فرا خواهد گرفت. در اصل این رضایت دیگران بود که جلوی گناهکاران را نگرفت و میدان انجام گناه بیشتر و بیشتر را به آنان داد. این تکرار گناهان بود که بلای الهی را نازل کرد که اگر نهی از منکری صورت میگرفت خبری از بلا نبود. پس این افراد راضی نیز استحقاق عذاب الهی را به این جهت پیدا کردند.