دو کتاب با موضوع امدادگری و مخابرات در جنگ رونمایی شد؛

امدادگر کجایی و مخابرات مهدی شیرانی نژاد

این کتاب جایگاه مرجعیتی دارد و به نظر بنده، فعالان این رسته و مخصوصا نیروهای مسلح لازم است تا این کتاب را بخوانند تا بدانند مخابرات چگونه از چند بی‌سیم غنیمتی از ساواک شکل گرفت.

به گزارش مشرق، مراسم رونمایی و معرفی «امدادگر کجایی؟» و «مخابرات در جنگ»  که به‌تازگی توسط مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس به چاپ رسیده است با حضور نویسندگان این دو کتاب معصومه رامهرمزی و دکتر یحیی نیازی و برخی از اصحاب رسانه برگزار شد.

مرتضی قاضی: کتاب «امدادگر کجایی؟»؛ کتاب تخصصی در حوزه امدادگران است

در این نشست مرتضی قاضی مدیر مطالعات غیرنظامی مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس بابیان اینکه این گروه جزو گروه‌های محتوایی مرکز است، اظهار داشت: مطالعات غیرنظامی مرکز در سه حوزه ترجمه، مطالعات غیرنظامی و جامعه‌محور است که مخاطب عام را موردتوجه قرار داده است.

وی با اشاره به کتاب «امدادگر کجایی» گفت: یکی از سرفصل‌های گروه مطالعات غیرنظامی نقش گروه‌های مختلف مردمی یا همان نقش اقشار در جنگ است که این کتاب یک تکه پازل از آن مجموعه بزرگ است. 

مدیر مطالعات غیرنظامی مرکز  تأکید کرد: کتاب «امدادگر کجایی؟» را می‌توان کتاب تخصصی در حوزه امدادگران عنوان کرد که در اینجا از زحمات آقای علائی مدیر قبلی گروه و سردار نائینی که مأموریت دادند این کتاب‌ها دیده شود و به آن بها داده شود تشکر می‌کنیم.

معصومه رامهرمزی: فهم عمیق، پشتوانه‌ بخش زیادی از کتاب‌ها در حوزه دفاع مقدس نیست

در ادامه معصومه رامهرمزی نویسنده کتاب «امدادگر کجایی؟» یادآور شد: موضوع این کتاب در رابطه با نقش امدادگران در 8 سال دفاع مقدس است.

وی در خصوص علت انتخاب این موضوع گفت: در خلال تحقیقات و پژوهش‌هایم درباره امدادگرها مشاهده می‌کردم که کتاب جامع و کاملی در این خصوص وجود ندارد و کتاب‌های موجود نیز نقش امدادگران زن را بیان می‌کنند و از نگاه مردان امدادگر به جنگ کتابی منتشرنشده است. با توجه به اینکه در زمان جنگ امدادگر بودم و اهمیت امداد را می‌دانستم که اگر امدادگرها نبودند کار جبهه پیش نمی‌رفت، احساس نیاز کردم که این‌گونه موضوعات پرداخته شود و عموم مردم از آن مجاهدت‌ها مطلع شوند.

وی با تأکید بر اینکه در نگارش موضوعات مرتبط با دفاع مقدس باید دست از شعار برداریم و به سوژه‌های استانی و مرزی برویم، تصریح کرد: در دهه 90، یکی از کارهایی که مهم و ضروری، کنار زدن سوژه‌های قدیمی و به دنبال موضوعات بکر رفتن است. این سوژه‌ها فقط در تهران نیست و نیازمند صرف وقت می‌باشد.

رامهرمزی گفت: من در مقدمه کتاب عنوان کردم که برای اینکه سوژه‌های بهتری را پیدا کنیم باید از مرکز شهر دور شویم و به شهرهای مرزی که از نزدیک درگیر جنگ بودند برویم و این کار را برای من سخت کرده بود؛ زیرا برای گرفتن مصاحبه با آقای عچرش باید به آغاجاری می‌رفتم و در فرصت‌های خالی که بعد از کارشان داشتند من با ایشان مصاحبه می‌کردم.

وی بابیان اینکه جمع‌آوری خاطرات از سال 87 آغازشده است و حدود 10 سال به طول انجامید، گفت: وجود فاصله، نبود پیشینه اطلاعاتی در مورد نیروهای داوطلب امدادگر جنگ و عدم وجود متولی در این زمینه و اطلاعات آرشیوی و حجم بالای فعالیت‌های من باعث شد که نگارش این کتاب زمان زیادی ببرد. البته در خلال این مدت بسیاری از رزمندگانی بودند که اطلاعات آن‌ها برای راحت‌فهم‌تر شدن برخی موضوعات نیاز بود اما آن‌ها حرفی نزدند و این‌ها ظلم بسیار بزرگی در این زمینه بود.

نویسنده کتاب «امدادگر کجایی؟»  متذکر شد: تاریخ شفاهی دفاع مقدس، رمان دفاع مقدس و هر آن چیزی که در حوزه دفاع مقدس به چاپ می‌رسد ممکن است تفاوت‌های ماهوی داشته باشد اما در یک موضوع مشترک هستند و آن موضوع این است که نویسنده باید درباره آن موضوع به یک فهم عمیق برسد و این فهم در پژوهش، زمان، صبر، باور، علم و اخلاق می‌خواهد. بخش زیادی از کتاب‌هایی که در حوزه دفاع مقدس نوشته‌شده‌اند، فهم عمیقی پشتوانه‌اش نیست و این بسیار مهم است که به این فهم عمیق برسیم تا سؤال درون ذهن مخاطبان را پاسخ دهیم.

وی در خاتمه سخنانش ضمن تشکر از مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس برای چاپ این کتاب گفت: یکی از معضلات و مشکلات نویسندگان در حوزه دفاع مقدس، این است که قراردادها پاسخگوی زحمات خاطره‌نویس‌ نیست و این یکی از مسائل جدی است که باید نقش خاطره‌نویس‌ در آن مشخص شود ولی خوشبختانه در مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس، جایگاه اجتماعی نویسنده بالاتر از قرارداد است.

یحیی نیازی: محور بودن، سند محور بودن، هدفمند بودن و کنشگر بودن از ویژگی‌های منحصربه‌فرد تاریخ شفاهی مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس است

در ادامه یحیی نیازی نویسنده کتاب تاریخ شفاهی سردار مهدی شیرانی نژاد با عنوان «مخابرات در جنگ» است، درباره این کتاب گفت: بنده در دوران دفاع مقدس در بخش مخابرات مشغول بودم و سردار شیرانی نژاد جانشین مخابرات قرارگاه خاتم بودند و انگیزه شروع نگارش کتاب از آنجا شکل گرفت.

وی بابیان اینکه مخابرات به‌عنوان سلسله اعصاب یک سیستم است که اگر وجود نداشته باشد آن سیستم از کار می‌افتد, گفت: در مسیر تبیین این اهمیت و متقاعد کردن سردار شیرانی نژاد به‌عنوان پایه‌گذاران مخابرات در دفاع مقدس، با توجه به مشغله‌هایی که داشتند یک مشکل طاقت‌فرسا بود و این متقاعد کردن یک سال به طول انجامید و پس‌ازآن مصاحبه از مرداد 89 آغاز و تا تیرماه 92 در فواصل مختلف در 27 جلسه که 81 ساعت شد به ثمر نشست. 

نیازی خاطرنشان شد: فهم عمیق و اشراف اطلاعاتی که  خود نسبت به موضوعات به لحاظ تجربی و علمی داشتم بسیار کمک کرد تا بتوانیم تمامی اتفاقات را بازخوانی کنیم.

وی با اشاره به فعالیت مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس در حوزه تاریخ شفاهی، به برخی از ویژگی‌های منحصربه‌فرد نگارش تاریخ شفاهی در این مرکز اشاره و عنوان کرد: تاریخ شفاهی در مرکز با یک اسلوب خاص دنبال می‌شود که روند محور بودن، سند محور بودن، هدفمند بودن و کنشگر بودن ازجمله ویژگی‌های منحصربه‌فرد تاریخ شفاهی مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس است.

نویسنده کتاب تاریخ شفاهی سردار مهدی شیرانی نژاد با اشاره به نحوه نگارش کتاب که به‌صورت پرسش و پاسخ است، گفت: در این نوع نگارش سهم محقق و علم مصاحبه‌گر مشخص‌شده و همچنین سهم راوی نیز حفظ می‌شود و لذا در مرکز اسناد مصوب شد تا تاریخ شفاهی به‌صورت پرسش و پاسخ آورده شود. 

وی در خصوص کتاب اظهار داشت: این کتاب جایگاه مرجعیتی دارد و به نظر بنده، فعالان این رسته و مخصوصا نیروهای مسلح لازم است تا این کتاب را بخوانند تا بدانند مخابرات چگونه از چند بی‌سیم غنیمتی از ساواک شکل گرفت تا جایی که اواسط جنگ فرمانده سپاه می‌توانست مکالمات بی‌سیمی 6 گردان از درون یک لشکر را بشنود.

روایت نویسنده امریکایی از پایان حیات ایالات متحده

چالمرز جانسون: ما وارد آخرین روزهای جمهوری امریکا شده‌ایم

ایالات متحده از سال ۱۹۴۱ تاکنون، دائما درگیر جنگ بوده و یا برای آغاز به جنگ نیروهای مسلح خود را در حالت آماده باش نگاه داشته است.

به گزارش مشرق؛ سیاست­های نابجا و تصمیمات منفعت طلبانه سردمداران ایالات متحده آمریکا از ابتدا تا حال، امروز آنها را در مسیری قرار داده است که در طول تاریخ حکومت­های بسیاری آن را گذراندند. آنچه در ابتدای تشکیل قانون اساسی آمریکا نمایان شده با آنچه امروز از آن نمایان است بیانگر فروپاشی این نظام و پایان آن در جهان کنونی خواهد بود.

آنچه در ادامه می‌خوانید بخشی از کتاب "مکافات؛ آخرین روزهای جمهوری امریکایی" است که توسط موسسه فرهنگی مرکز اسناد انقلاب اسلامی ترجمه و منتشر شده است. چالمرز جانسون، نویسنده امریکایی این اثر که مدتی نیز به عنوان مشاور سازمان سیا فعالیت کرده، معتقد است به زودی آخرین روزهای حیات جمهوری آمریکایی فرا می‌رسد.

چالمرز جانسون

چالمرز جانسون می‌نویسد: تجربه نشان داده که همه امپراتوری­های بزرگ پس از فراز و نشیب‌­های بسیار و گاه حتی در اوج قدرت، نهایتا رو به زوال نهاده و دچار فروپاشی شده­‌اند. که نمونه­های آن در طول تاریخ همچون امپراتوری­های روم، عثمانی، بریتانیا و... تأیید این بیان هستند. و امروز به لطف سیاست­های نابخردانه و جنگ طلبانه سردمداران ایالات متحده، از جمهوری­خواه گرفته تا دموکرات، آمریکا از بزرگترین قدرت اقتصادی جهان به بدهکارترین دولتِ دنیا تبدیل شده است.

طبق آمارهای رسمی یک درصد مردم آمریکا بیش از ۹۰ درصد ثروت را در اختیار دارند و شکاف بین فقرا و ثروتمندان در این کشور در سال­های اخیر به بالاترین سطح رسیده است که نتیجه این شکاف طبقاتی بروز فشار روزافزون به اقشار ضعیف و آسیب پذیر جامعه و به تبع آن بروز بحران­های اجتماعی و اعتراضات گسترده در سطح جامعه امریکا بوده است.

متأسفانه پس از گذشت بیش از دو قرن (تقریبا به اندازه همان مدتی که جمهوری روم در اوج قدرت بود)، این چارچوب تقریبا به طور کامل دچار فروپاشی شده است. کسانی که معتقدند ساختار دولت در واشنگتن امروزه تا حدودی به آنچه در قانون اساسی ۱۷۸۷ آورده شد، شباهت دارد مسئولیت چنین امری برعهده خود آنهاست. اکنون رئیس جمهور به گونه­‌ای بر دولت سلطه دارد که شاید هیچ پادشاه معمولی نمی­تواند داشته باشد.

یکی از بحث­های مهم این است که بودجه‌­های وزارت دفاع، پنتاگون، بودجه­های بقیه بخش‌­ها و وزارتخانه­‌های دولت را تحت الشعاع خود قرار داده و در این فرایند، تصمیم­‌سازی دموکراتیک را تضعیف نموده است.

ایالات متحده از سال ۱۹۴۱ تاکنون، دائما درگیر جنگ بوده و یا برای آغاز به جنگ نیروهای مسلح خود را در حالت آماده باش نگاه داشته است. (با استفاده از آماری که توسط فدراسیون دانشمندان آمریکایی جمع‌­آوری شده است، گورویدال، بین پایان جنگ دوم جهانی و یازدهم سپتامبر ۲۰۰۱، بیش از ۲۰۱ عملیات نظامی در ماورای بحار را لیست کرده که در آنها ایالات متحده آغازگر جنگ بوده است.)

سه نمونه روشن از پیامدهای ناشی از قصور و کوتاهی رهبری سیاسی و نظامی ما در فکر کردن به شرح زیر است:

کشتن سیستماتیک غیرنظامیان بی سلاح در افغانستان و عراق؛ ایجاد شبکه جهانی از زندان­های مخفی شناخته شده و سری در سراسر جهان که در آن سربازان و یا عوامل اطلاعاتی ما مرتب زندانیان را شکنجه می‌کنند؛ و اینکه نگرش ارتش در زمان حمله­‌اش به بغداد در سال ۲۰۰۳، به نابودی و بی­‌حرمتی نسبت به بعضی از باستانی­‌ترین آثار هنری شناخته شده بشر انجامید.

امروز چنین به نظر می­رسد که گویی دولت و ارتش ما به قلب تاریکی جوزف کنراد فرو غلتیده‌­اند. گزارش­‌های فراوان از شکنجه و بدرفتاری، که اغلب آنها براساس اسناد و مدارک نظامی و دولتی است، این ادعا که این سوء رفتارها محدود به تنی چند از ستوان یاران در زندان ابوغریب و یا موارد پراکنده و تصادفی در گوانتانامو می­باشد را نفی می‌کند.

در این موضوع هیچ شک و تردیدی وجود ندارد که از سال­های اولیه جمهوری آمریکا تا دهه ۱۹۹۰، ایالات متحده شاهد رشد و نمو گسترده قدرت قوه اجراییه، عمدتا به علت شمار متعددی از تنازعاتی که ما در آنها جنگیدیم و رشد همزمان میلیتاریسم بود.

در پی گستردگی اقدامات چند تن از روسای جمهور  آمریکا در استفاده از قدرت بیش از حد در طول تاریخ؛ اما در رابطه با برچیدن محتاطانه قانون اساسی، روشن شد حوادثی که در پی دخالت دادگاه عالی ایالات متحده در انتخابات سال ۲۰۰۰ اتفاق افتاد؛ همان دخالتی که جورج دبلیو بوش را چهل و سومین رئیس جمهور نمود، از جمله حوادثی بودند که قبلا سابقه نداشتند. از آن زمان به بعد بوش آنچه را که حتی ستون نویس راست­گرا، جورج ویل، «دکترین پادشاهی» نامید، اجرا نمود و آن گونه که مفسر چپ­گرا، جیمز ریج­وی مطرح نمود، «یک سیاست منظم و طولانی مدت برای نابود کردن دولت قانونی» را به اجرا گذاشت.

در راستای انجام این امر، بوش باعث فوران یک بحران سیاسی شد که با بحران سیاسی قابل مقایسه است که جولیوس قیصر برای قانون اساسی رومی­ها به وجود آورد. اگر ایالات متحده ابزار و اراده لازم برای غلبه بر این بحران را نداشته باشد، در آن صورت ما وارد آخرین روزهای جمهوری ایالات متحده شده‌­ایم.

بنیانگذاران ایالات متحده آمریکا این مسئله را خوب درک کردند و تلاش نمودند شکلی از دولت، یک جمهوری را ایجاد کنند که از وقوع چنین امری جلوگیری کند. اما معجونی از ارتشی آماده به جنگ و بزرگ، جنگ­‌هایی تقریبا پی‌­در­پی، کینزیانیسم نظامی و هزینه‌های مخرب نظامی، به نفع یک ریاست جمهوری امپریالیستی ساختار جمهوری ما را ویران کرد تا جایی که در آستانه از دست دادن دموکراسی­مان به خاطر حفظ امپراتوریمان قرار داریم.

اندازه گیری میزان قند خون با اشک چشم

یک استارت آپ هلندی حسگری برای اندازه گیری گلوکز خون ساخته که شبیه فنر است و در پلک پایینی قرار می گیرد. این گجت با بررسی اشک فرد، میزان قند خون را اندازه گیری می کند.

به گزارش مشرق به نقل از انگجت، در هفته گذشته شرکت Verily(متعلق به آلفابت) پروژه لنز چشمی رصد کننده گلوکز خون را عرضه کرد. اما اکنون یک استارت آپ هلندی به نامNoviosense، مشغول ساخت یک گجت پوشیدنی دیگر برای رصد گلوکز خون است. این گجت که در حقیقت یک حسگر است روی پلک پایینی قرار می گیرد و اشک چشم را اندازه گیری می کند. این گجت چنان  دقیق است که صحت ۹۵ درصد اطلاعات آن به اندازه اطلاعات به دست آمده از تست خون است.

بیشتر بخوانید:

سلامت پوست با حسگر پوشیدنی بدون باتری +عکس

به طور متضاد پژوهش های قبلی نشان می دادند اشک انسان در بهترین حالت اطلاعاتی با دقت ۷۰ درصد ارائه می کند. این فناوری جریان مداوم اشک را بررسی می کند.

این درحالی است که لنزهای چشمی به خشکی پلک منجر می شوند و تمام مایع را جذب می کنند. گجت مذکور  می تواند طولانی مدت روی پلک باقی بماند و اگر فرد به چشم خود دست بزند،  دستگاه بیرون نمی جهد.

البته این تحقیق کاستی مهمی نیز داشت. در پژوهش مذکور فقط ۶ نفر مورد بررسی قرار گرفتند. استارت آپ هلندی باید آزمایش های بیشتری انجام دهد.

منبع: مهر

گنده گویی فرستاده روباه پیر در تهران

از گذشته انگلیسی ها به روباه صفتی و خباثت معروف بوده اند اما به نظر می رسد این بار فرستاده ملکه باکینگهام دچار اشتباه شده باشد چون تاریخ نشان داده ایران در برابر تهدید و فشار کوتاه نمی آید.

«جرمی هانت» وزیر خارجه انگلیس که دیروز دوشنبه میهمان ایرانی ها بود در مصاحبه ای منطقه غرب آسیا را به یک انبار باروت تشبیه کرده و نسبت به وقوع جنگ جهانی در خاورمیانه هشدار داده است.

هانت در این مصاحبه گفته است: غرب آسیا مثل باروت است؛ جایی که رخدادهای کوچک ممکن است منجر به یک فاجعه در مقیاس جنگ جهانی اول شود. ما موضوع تحریمها را داریم. رقابت منطقه‌ای ایران و عربستان را داریم که بیشتر و بیشتر در حال خطرناک تر شدن است و منجر به جنگ نیابتی شده است. اگر اینها را کنار هم قرار دهیم و به خطرات منجر به جنگ جهانی اول نگاه کنیم می‌بینیم که رویدادهای کوچک مثل زنجیره‌ای از رویدادها می‌توانند عواقب فاجعه باری داشته باشند.

ادامه نوشته

چالش‌های جدی ارتش اسرائیل

ک فعال رسانه ای طی توییتی 4 مورد از چالش های جدی ارتش رژیم صهیونیستی را منتشر کرد.

ماجرای یک درخواست؛ ایجاد گردان خواهران برای اعزام به سوریه

سمیه عسگری همسر شهید مدافع حرم ابراهیم رشید از ۶ سال زندگی مشترکش با او می‌گوید.ابراهیم رشید

به گزارش مشرق، شهید مدافع حرم محمدابراهیم رشیدی "رشید" فرزند غلامعلی، متأهل و اصالتاً اهل روستای صرم قم بود که بارها برای دفاع از حرم اهل‌بیت (ع) در سوریه حضور یافته بود. او از نیروهای تخریب تیپ مکانیزه 20 رمضان نیروی زمینی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بود.  این شهید 32 ساله سرانجام روز یکشنبه 10 تیرماه طی عملیاتی مستشاری در مسیر جاده تدمر- دیرالزور سوریه توسط برخورد با تله انفجاری به شهادت رسید.

سمیه عسگری همسر شهید مدافع حرم ابراهیم رشید در گفت‌وگو با تسنیم از 6 سال زندگی مشترکشان می‌گوید. او عنوان می‌کند که قبل از اینکه با هم ازدواج کنیم او پاسدار بود و ما با هم همکار بودیم. پس از فراهم شدن شرایط با هم ازدواج کردیم. در این 6 سال روزهای خیلی خوبی در کنار هم داشتیم, سختی و ناراحتی اصلا نداشتیم.با توجه به اینکه او نظامی بود, به هر کسی که می‌گفتم همسرم نظامی است می‌گفت که «وای چجوری باهاش زندگی می‌کنی؟» ولی او فوق العاده با محبت و دوست داشتنی بود.

همسر شهید رشید به ویژگی‌های همسرش اشاره می‌کند و می‌گوید: او فوق العاده در سیستم کاری و زندگی شخصی درجه یک و تک بود. هیچ وقت از کسی گله نمی‌کرد و آرام وصبور بود. هیچ سختی برایش سخت نبود, طوری که همه می‌گفتند «این انسان نیست و ربات است!» چون نه می‌خورد و نه می‌خوابید! فوق غذایش یک کاسه ماست یا یک تکه نان خشک بود. فقط کار می‌کرد و همیشه و همه جا اولویتش کارش بود و بعد زندگی اش.

او در خصوص رفتن همسرش به سوریه این چنین می‌گوید: زمانی که قضایای سوریه آغاز شد و قرار شد ابراهیم به سوریه برود, چون زیاد به ما وابسته بود, می‌گفت که «خیلی دوست دارم برم و خیلی هم سخته جدایی از شما» گفتم که «اگر می‌خواهی بروی و هدفت این است که باید بری, نگران زندگی نباش من هستم!» همیشه هم می‌گفت که «تا تو هستی من نگران نیستم چون خودت یه پا مردی و نیازی به من نداری». او در همه حال در کنارم بود, چه در بحث زندگی, چه در بحث عاطفی همیشه در کنارم بودم و فوق العاده و به معنای واقعی خوش بخت بودم و زندگی خوب را در کنارش حس کردم.

عسگری درباره تلاش‌های خودش برای اعزام به سوریه می‌گوید: یک بار به ابراهیم گفتم «نگاه کن! داری هی می‌ری سوریه منو نمی‌بری و خندیدم دیگه نباید تک‌بری بکنی و این سری باید من را هم با خودت ببری!» گفت که «نمیشه!» گفتم که «نمیشه نداره و من نشدن ندارم و من هرکاری که هدفم باشه انجام می‌دم» ولی او قبول نکرد. بعد از اصرارهایی که کردم شماره تلفن فرمانده را پیدا کردم و گفتم که«یک گردان خانم ایجاد کنید تا این فیض به خانم ها هم برسد!» خیلی اصرار کردم که من را ببرد اما امکان حضورم مهیا نشد.

همسر شهید رشید درباره آخرین اعزام همسرش می‌گوید که اوایل بهمن ماه پارسال بود که رفت و عید و سال تحویل هم در کنارما نبود. هر وقت تلفنی صحبت می‌کردیم و می‌گفتم «چه خبره؟» می‌گفت «اوضاع حله! همه چی در امن و امانه و تحت کنترله و اصلا شما جوش نخور ما هستیم, سردار شما امر بفرما ما در خدمتیم!»شهادت آرزویش بود و آن قدر رفت تا به آرزویش رسید و خوش حالم از اینکه من باعث نشدم او به آرزوی خودش نرسد.روز شهادتش دلشوره داشتم و این دلشوره هر لحظه بیشتر می‌شد. این موضوع گذشت و استرس من بیشتر شد تا اینکه فرمانده تیپ با من تماس گرفت و گفت«از ابراهیم چه خبر؟»گفتم«خبری ندارم» گفت که «شایعه شده ابراهیم شهید شده!» گفتم« خبری شد به من اطلاع دهید». من منتظر خبر قطعی شدم و می دانستم این اتفاق می افتد اما نمی‌دانستم این قدر زود می شود.

او ادامه می‌دهد: وقتی برای اولین بار پیکرش را در معراج شهدا دیدم نگاهش کردم و گفتم «دوست دارم! ممنونم ازت که مقام من را این قدر بالا بردی و من را به اینجا رساندی و امیدوارم لیاقت این مقامی که به من دادی را داشته باشم». ابراهیم عاشق رهبر, کشور و اسلام بود. همیشه روی پیراهن زیر لباسش نوشته بود "منم گدای فاطمه, یا حسین مظلوم" و وقتی که شهید شد دقیقا همین لباس تنش بود. همیشه به من وصیت می‌کرد اگر پشت ولایت فقیه باشیم قطعا آقا به آنجایی که باید برسیم, ما را خواهد رساند. صحبت هایی که  ایشان در سال های گذشته کردند, خیلی ها باور نکردند ولی الان همه به حرفهای رهبری رسیدند.

منبع: تسنیم

عصاره‌ای که کبدتان را تمیز می‌کند

یک محقق و پژوهشگر طب سنتی مصرف نوعی رب را برای تصفیه خون و پاکسازی کبد مفید دانست.

رب انار به عنوان چاشنی در بعضی از غذاها مثل فسنجان، اکبر جوجه، شامی، کباب لرستانی و بعضی از آش ‌ها مورد استفاده قرار می‌گیرد. این رب در اثر جوشاندن و غلیظ شدن آب انار به دست می‌آید و خاصیت بسیار زیادی برای سلامتی بدن دارد. رب انار حاوی کربوهیدرات، سدیم، پتاسیم، فیبر، آهن، منیزیم، منگنز، اسید فولیک، پلی فنول، اسید اولایژیک، قند، ویتامین A ،گروه ویتامین B ،B1 ،B2 ،B3 ، B6، C، E است.

حمله مجدد ارتش نیجریه به راهپیمایی اربعین در ابوجا+عکس

 
حضور شیعیان نیجریه در مسیر نجف به کربلا

بعد از دو روز حمله دلخراش ارتش نیجریه، باز هم مردم عزادار حسینی در روز اربعین به خیابان‌ها آمدند تا در این روز راهپیمایی و عزاداری کنند اما نیروهای دولتی باز هم با گلوله‌های جنگی به سرکوب مردم پرداخت.

 مردم عزادار در «ابوجا» نیجریه، امروز سه‌شنبه، بعد از دو روز سرکوب و حمله نیروهای دولتی به مردم، همزمان با اربعین حسینی، به خیابان‌ها آمدند.

دولت نیجریه هر ساله با تجمع‌ها و مراسم‌های مسالمت‌آمیز مسلمانان که اربعین حسینی را گرامی میدارند و راهپیمایی می‌کنند، مقابله می‌کند. 

طی دو روز گذشته (یکشنبه و دوشنبه) نیروهای نیجریایی با گاز اشک‌آور و گلوله‌های جنگی با مردم عزادار مقابله کرده و چندین نفر را به شهادت رساندند. 

بعد از آنکه در روزهای یکشنبه و دوشنبه چندین نفر به طرز دلخراشی کشته شدند، امروز ساعت 12 ظهر به وقت محلی نیز مردم در ابوجا به خیابان آمدند و راهپیمایی کردند اما نیروهای دولتی باز هم به مقابله مردمی رفتند که به گفته جنبش اسلامی نیجریه هیچ خطری برای کسی نداشتند. 

مراسم مردمی در روز اربعین تا ساعت 13:30 به وقت محلی ادامه داشت اما نیروهای دولتی با گاز اشک‌آور و گلوله‌های جنگی، تلاش کردند مردم را متفرق کنند. 

منبع: فارس

عکس/ پذیرایی بی‌نظیر عراقیها از زوار اربعین

هرعاشق دلسوخته‎ای در مسیر اربعین در حد توانش عشق خود به حسین(ع) را نمایان می کند و مردم عراق با آن شور و عشق و صفای خود، پذیرایی از زائرین امام حسین(ع) را یک افتخار بزرگ دانسته و هر چه از نظر مادی و معنوی در توان دارند، برای پذیرایی و خدمت خالصانه به زوار کربلای معلی در طبق اخلاص می‎گذارند و برای جذب زائرین در هر نقطه‎ای از مسیر عشق بارها صدا می‎زنند: هلا بیکم یا زوار الحسین(ع) ...

 

 

ادامه نوشته

آيا ماه صفر نحس است؟

چکیده: آيا ماه صفر نحس است؟ به چه معنا نحس است يعني براي انجام كارها مثل خريد و فروش يا چيزهاي ديگر بايد صبر كرد ماه تمام شود؟

ماه نحس

آيا ماه صفر نحس است؟ به چه معنا نحس است يعني براي انجام كارها مثل خريد و فروش يا چيزهاي ديگر بايد صبر كرد ماه تمام شود؟

پاسخ پرسش شما با توجه به دو مطلب روشن می گردد :

1)- اجمالاً در برخى از روايات نحس بودن برخى از ايام براى انجام كارهايى از قبيل ازدواج و سفر آمده است. همچنين آيه 19 سوره قمر و 16 سوره فصلت روزهايى كه عذاب بر قوم عاد نازل شده به عنوان روزهاى نحس آمده است. ولى در اين كه مراد از نحس بودن روزها در اين آيات و روايات چيست بحث‏ها و نظريات مختلفى وجود دارد. برخى معتقدند بعضى روزها واقعا نحس‏ند ولى نحس بودن آن با توكل بر خداوند، صدقه و توسل به خداوند و مقربان درگاه او برطرف مى‏‌شود و وظيفه ما انجام اين اعمال است نه رعايت سعد و نحس بودن ساعات. در برابر اين نظريه برخى معتقدند سعد و نحس بودن برخى ايام واقعى نيست بلكه به جهت حوادثى است كه در اين روزها اتفاق افتاده و يا به جهت فال بد زدن مردم به اين روزها و نحس دانستن آن از سوى مردم مى‏‌باشد كه ممكن است همين نحس دانستن در نفس‏هاى ضعيف مؤثر واقع شود و همين اثر نفسانى و دل چركين شدن موجب بروز حوادثى براى انسان شود به همين جهت در روايات به جهت برطرف شدن اين حالت نفسانى به ما دستور داده شده صدقه بدهيم و يا دعا بخوانيم. برخى روايات هم مى‏‌تواند مؤيد اين نظريه باشد. در هر صورت توكل بر خداوند، دادن صدقه، خواندن دعاهاى وارده، اثر نحس بودن را برطرف مى‏‌كند. قابل ذكر اين كه مطالبى كه در تقويم‏‌هاى نجومى در ارتباط با سعد و نحس بودن روزها به جهت قرآن و يا مقابله و يا حالات ديگر سيارات آمده است به جز قمر در عقرب كه در روايات آمده است دليلى بر آن نداريم.

2)- اما در مورد ماه صفر ، بنا بر آن چه معروف گشته، ماه صفر را «نحوستى» است؛ به خصوص روز چهارشنبه آخرين آن ماه را كه به نحس‏ بودن بيشتر معروف شده است و در اين باره روايت مخصوصى از ائمه دين(ع) نرسيده و فلسفه آن دقيقاً براى ما روشن نيست. يك احتمال آن است كه اين نحس دانستن ماه صفر و مخصوصاً آخرين چهارشنبه آن، از اين جهت باشد كه وفات رسول خدا(ص) در آن روز واقع گشته است و از آن حضرت روايت شده است كه مى‏‌فرمايد: «هر كس مرا به خروج ماه صفر مژده دهد، او را مژده بهشت مى‏‌دهم و از اين جهت عقول مردم حكم به نحس بودن آن ماه نموده است».[1]

3)- در هر صورت نحوست این ماه به معنای متوقف کردن اموری مانند خرید و فروش و سایر فعالیت ها نمی باشد بلکه باید با خواند دعاهایی که برای دفع نحوست این ماه وارد شده مانند دعائی که در مفاتیح در اول اعمال ماه صفر وارد شده این نحوست را بر طرف نمائيم و نیز براى دفع نحوست اين ماه، هيچ چيز بهتر از صدقه دادن و دعاها و استعاذه وارده نيست».[2]

رضایت به گناه دیگران  ونزول عذاب الهی

رضایت به انجام گناه توسط دیگران به معنای شراکت در گناه و خود گناهی هولناک و عذاب آور است. برای فرار از چنین گناهی باید نهی از منکر را عملی ساخت.

 رضایت به گناه دیگران و نزول بلای الهی

سوره عنکبوت بازگو کننده هلاکت و نابودی دو قوم لوط و شعیب است. اقوامی که عذاب الهی بر آنان نازل شد و همه آنها را در هم کوبید. خداوند درباره قوم لوط فرموده: «إِنَّا مُنزِلُونَ عَلىَ أَهْلِ هَذِهِ الْقَرْيَةِ رِجْزًا مِّنَ السَّمَاءِ بِمَا كاَنُواْ يَفْسُقُون[عنکبوت/۳۴] ما بر مردم اين قريه به سبب فسقى كه مرتكب می‌شوند، از آسمان عذاب نازل می‌كنيم.» و  خبر نپذیرفتن حضرت شعیب(علیه‌السلام) و تکذیب او را بازگو کرده و عذاب بر آنان را اینگونه بیان داشته: «فَكَذَّبُوهُ فَأَخَذَتْهُمُ الرَّجْفَةُ فَأَصْبَحُواْ فىِ دَارِهِمْ جَاثِمِين[عنکبوت/۳۷] پس تكذيبش كردند و زلزله آنان را فروگرفت و درخانه‏‌هاى خود بر جاى مُردند.» عدم ایمان به پیامبر الهی و پیروی نکردن از آنها گناهان بزرگی است؛ ولی آیا تمام آن افرادی که عذاب شدند اهل این گناهان بودند؟ آیا دامن تمام قوم لوط به آن گناه شوم آلوده بود و به این دلیل عذاب شدند؟ درست است باور اینکه تمام قوم لوط آلوده به آن گناه باشند یا تمام قوم شعیب به این پیامبر الهی ایمان نداشته باشند؛ سخت است. ولی می‌دانیم که خداوند به هیچ بنده‌ای ظلم نمی‌کند؛ پس چرا عذاب همه را فرا گرفت؟

گناهکارانی با گناهان متفاوت
درست است که تنها بخشی از قوم لوط به عمل شنیع و پست همجنس‌بازی رو آورده بودند امّا گروه دیگر نیز بی‌گناه نبودند؛ فقط گناهشان فرق می‌کرد. با دقت در حدیث قدسی‌ای که مام باقر(علیه‌السلام) نقل کردند به گناه آنان پی‌ می‌بریم. حضرت فرمودند: «وَ أَوْحَى اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَى شُعَيْبٍ‏ النَّبِيِ‏ أَنِّي مُعَذِّبٌ مِنْ قَوْمِكَ مِائَةَ أَلْفٍ أَرْبَعِينَ أَلْفاً مِنْ شِرَارِهِمْ وَ سِتِّينَ أَلْفاً مِنْ خِيَارِهِمْ فَقَالَ: يَا رَبِّ هَؤُلَاءِ الْأَشْرَارُ فَمَا بَالُ الْأَخْيَارِ فَأَوْحَى اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَيْهِ دَاهَنُوا أَهْلَ الْمَعَاصِي وَ لَمْ يَغْضَبُوا لِغَضَبِي[۱] خداى تعالى به شعيب پيامبر وحى فرمود كه: من صد هزار نفر از قوم تو را عذاب خواهم كرد: چهل هزار نفر بدكار و شصت هزار نفر از نيكانشان را. شعيب عرض كرد: پروردگارا! بدكاران سزاوارند اما نيكان چرا؟ خداى عز و جل به او وحى فرمود كه: آنان با گنهكاران راه آمدند و به خاطر خشم من به خشم نيامدند.» در این روایت قدسی علت فرو آمدن عذاب الهی بر خوبان قوم شعیب، رضایت آنان نسبت به اعمال و رفتار بدکاران آن قوم دانسته شده است. رضایت به گناه دیگران مانند شراکت در آن گناه است.
امام علی(علیه‌السلام) در این موضوع فرمودند: «فَمَنْ رَضِيَ أَمْراً فَقَدْ دَخَلَ فِيهِ وَ مَنْ سَخِطَهُ فَقَدْ خَرَجَ مِنْه‏[۲] پس کسی که به کاری راضی باشد در آن کار وارد و کسی که از آن کار ناراضی باشد از آن کار خارج می‌شود.» پس رضایت به گناه و کردار گناهکاران جایی در تعالیم الهی نداشته و حتی موجب عذاب الهی می‌شود.

گناهی هولناک و راهکار فرار از آن
یکی از هولناک‌ترین گناهان، رضایت به گناه دیگران است. در اینجا خود فرد در ظاهر گناهی مرتکب نشده ولی نتیجه امر یک چیز و آن عذاب الهی و هلاکت است. هلاکتی که نهایتاً در آخرت دامن انسان را خواهد گرفت. همچنانکه حضرت امام رضا(علیه‌السلام) مطلب را اینگونه بیان داشته‌اند: «لَوْ أَنَّ رَجُلًا قُتِلَ‏ بِالْمَشْرِقِ‏ فَرَضِيَ بِقَتْلِهِ رَجُلٌ فِي الْمَغْرِبِ لَكَانَ الرَّاضِي‏ عِنْدَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ شَرِيكَ الْقَاتِلِ[۳] همانا اگر مردی در مشرق کشته شده و در مغرب مردی راضی به قتل او شده است اینچنین فردی شریک در قتل حساب می‌شود!!»
امّا برای فرار از این گناه هلاکت بار و عذاب آور راهکاری وجود دارد و آن اعلام عدم رضایت نسبت به گناهان دیگران است که این کار با انجام امر به معروف و نهی از منکر صورت می‌پذیرد. راهکاری که برخاسته از قرآن کریم است: «فَلَمَّا نَسُواْ مَا ذُكِّرُواْ بِهِ أَنجَيْنَا الَّذِينَ يَنهَوْنَ عَنِ السُّوءِ وَ أَخَذْنَا الَّذِينَ ظَلَمُواْ بِعَذَابِ  بَئيسٍ بِمَا كاَنُواْ يَفْسُقُون[اعراف/۱۶۵] امّا هنگامى كه تذكراتى را كه به آنها داده شده بود فراموش كردند، (لحظه عذاب فرا رسيد و) نهى كنندگان از بدى را رهايى بخشيديم و كسانى را كه ستم كردند، بخاطر نافرمانيشان به عذاب شديدى گرفتار ساختيم.» این آیه قرآن به روشنی به ما می‌فهماند که ترک نهی از منکر برابر با عذاب الهی است. پس نباید در برابر انجام گناه دیگران بی‌تفاوت بود و سکوتی از روی رضایت داشت که این نوع رضایت خود گناهکاری است.

خدا ظلمی نمی‌کند
خداوند در قرآن فرموده است: «إِنَّ اللَّهَ لَا يَظْلِمُ مِثْقَالَ ذَرَّة[نساء/۴۰] خدا ذره‏‌اى هم ستم نمی‌كند.» از مقام حکمت و عدالت الهی نیز به دور است که به کسی کوچکترین ظلمی را روا دارد یا به خاطر گناه عده‌ای، افراد بی‌گناه را هم عذاب کند. این کار از خدا بعید است و خودش فرموده: «وَ لَا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى‏[فاطر/۱۸] هيچ كس بار گناه ديگرى را بر دوش نكشد.» پس عذاب آن عده که رضایت به آن گناهان داشتند را نباید ظلم الهی دانست؛ چرا که آنها به این گناه هولناک آلوده بودند و خودشان میدان به بروز چنان گناهان شنیعی داده بودند. ما نیز باید با پیروی از تعالیم اسلام و انجام نهی از منکر اعلام نارضایتی خود از گناهان فراگیر در جامعه را ابراز کنیم و به این سبب از عذاب الهی فرار کنیم.

نتیجه گیری
در قوم حضرت لوط و حضرت شعیب(علیهماالسلام) بودند افراد گناهکاری که زشت کردار بودند و بودند افرادی که نسبت به گناه دیگران بی‌تفاوت بودند و آنها را از اعمال زشتشان نهی نمی‌کردند. این به معنای رضایتشان از وضع کنونی بود و در چنین شرایطی اگر عذاب الهی نازل شود؛ هم آن گناهکاران و هم این گناهکاران را فرا خواهد گرفت. در اصل این رضایت دیگران بود که جلوی گناهکاران را نگرفت و میدان انجام گناه بیشتر و بیشتر را به آنان داد. این تکرار گناهان بود که بلای الهی را نازل کرد که اگر نهی از منکری صورت می‌گرفت خبری از بلا نبود. پس این افراد راضی نیز استحقاق عذاب الهی را به این جهت پیدا کردند.

فضیلت راهپیمایی اربعین

حجت الاسلام میرلوحی گفت: در روایات از امام حسن عسکری (ع) نقل شده که یکی از پنج نشانه مومن، زیارت جدم حضرت سیدالشهدا (ع) در روز اربعین است.


حجت الاسلام والمسلمین سید مصطفی میرلوحی خطیب و کارشناس مسائل دینی ؛درباره فضیلت و ثواب راهپیمایی اربعین حسینی گفت: در باب فضیلت و ثواب راهپیمایی اربعین همین بس که در روایات از امام حسن عسکری (ع) نقل شده که یکی از پنج نشانه مومن، زیارت جدم حضرت سیدالشهدا (ع) در روز اربعین است اما باید در نظر داشت که تاکید امام حسن عسکری (ع) بر زیارت اربعین در چیست؟ چرا یازدهمین امام شیعیان تاکید بر زیارت اربعین دارند؟ پاسخ در زمینه سازی ظهور است. چراکه پس از امامتائمه اطهار (ع) هرچه به عصر غیبت حضرت مهدی (عج) نزدیکتر می شدیم شرایط تبلیغ دین و تربیت شیعیان سخت تر می شد، به همین منظور دو امام بزرگوار امام هادی(ع) و امام حسن عسکری (ع) هر دو مقدمه میلاد و غیبت حضرت بقیه الله اعظم (عج) را فراهم کردند که یکی از بزرگترین و مهم‌ترین نسخه‌هایی که امام زمان (عج) در عصر بی پناهی آماده کرده‌اند همین نسخه شفابخش و حکیمانه زیارت اربعین است.

ادامه نوشته