ناگفتههایی از حضور ارتش در حادثه پلاسکو
حادثه پلاسکو در روزهای گذشته فضای عمومی کشور را بهنوعی به تسخیر خود درآورد؛ حادثهای که جلوه دیگری از همدلی و همراهی مردم و مسئولان را به نمایش گذاشت.
این حادثه دارای ابعاد گوناگونی بود؛ از حضور عیان و آشکار مأموران جانبرکف آتشنشانی برای مهار آتش و آواربرداری تا حضور پنهان و کمتر مورد توجه قرار گرفته اما مؤثر نیروهایی در ابتدای فروریختن ساختمان پلاسکو؛ نیروهایی که شاید اگر حضور پیدا نمیکردند، شوک فروریختن ساختمان، ساعات بیشتری به طول میانجامید. این حضور مربوط به نیروهای ارتش جمهوری اسلامی ایران میشود، نیروهایی که امروز دیگر ثابت شده است که وظیفه خود را تنها محدود به حفظ و حراست از مرزهای کشور نکردهاند و هر جایی که حادثه و بلایای طبیعی به وقوع بپیوندد یا زودتر یا حداقل همراه با سایران در صحنه حاضر میشوند.
کمک به زلزلهزدگان و سیلزدگان در مناطق مختلف که آخرین آن مربوط به سیل سیستان و بلوچستان میشود و کمک به مردم گرفتار در برف و کولاک همچون آنچه در کرمانشاه شاهد بودیم، تنها بخشی از حضور بهموقع و مؤثر ارتش جمهوری اسلامی ایران در حوادث و بلایای طبیعی است. به همین بهانه به دیدار امیر محمد محمودی، معاون اجرایی ارتش جمهوری اسلامی ایران رفتیم تا بهعنوان مسئولیت ستاد بحران ارتش با او مصاحبهای داشته باشیم درباره اقدامات ارتش در حوادث و بلایای طبیعی و چند ساعت حضور مؤثر در حادثه پلاسکو را بررسی کنیم؛ چند ساعتی که چندان به آن پرداخته نشده است و آن حضور بهموقع نیروهای ارتش در زمانی بود که بسیاری در شوک فروریختن ساختمان پلاسکو بودند. در آن لحظات اولیه، این حضور و ورود به میدان سبب شد زمینه برای تأمین امنیت و پاکسازی محیط فراهم شود.
* ابتدا بفرمایید که چگونه متوجه حادثه شدید و چه شد که آنجا حضور پیدا کردید؟
اولاً از حادثه غمانگیزی که در روزهای اخیر شاهد آن بودیم و منجر به از دست دادن قهرمانان ملی کشورمان در بخش آتشنشانی و همچنین از دست دادن تعدادی از هممیهنانمان شد بسیار متأثر شدم. همه ملت ما داغدار شدند. ما هم متأثر شدیم و به خانوادههای محترمشان تسلیت عرض میکنیم. همچنین ابراز همدردی میکنم با خانوادههای عزیزی که در سیل استانهای جنوب شرق گرفتار شدند.
در ارتباط با حادثهای که در ساختمان پلاسکو رخ داد، ما هم از طریق صداوسیما متوجه شدیم و هم از طریق دبیرخانه ستاد بحران وزارت کشور، وقوع حادثه را به من اطلاع دادند و از طریق شبکه خبر دیدم که ساختمان آتشگرفته و آتشنشانها مشغول خاموش کردن هستند. دیگر طاقت نیاوردم، از طرفی هم معاون عملیات ستاد بحران کشور، آقای اکبرپور با دفتر ما تماس گرفت و درخواست کمک کرد. لذا من بلافاصله حرکت کردم.
زیرا من در کنار مسئولیت معاون اجرایی ارتش، مسئولیت ستاد بحران ارتش را هم بر عهدهدارم و هر جا حوادث غیرمترقبهای اتفاق بیافتد، متناسب با گستره اتفاق، وظیفه معاون اجرایی ارتش است تا هماهنگیهای لازم را انجام دهد. این وظیفه توسط فرمانده محترم کل اجا تنفیذ اختیار شده است.
* وقتی شما خبر را از تلویزیون شنیدید، ساختمان ریخته بود؟
هنوز نریخته بود که من حرکت کردم، در این فاصله میدانستم نزدیکترین یگانی که به محل حادثه داریم، دانشگاه امام علی (ع) است. به نیروی زمینی و فرمانده دانشگاه اطلاع دادم که یک گردان آماده کنند و از طریق دبیرخانه ستاد بحران ارتش هم به همه نیروها آمادهباش دادم، بهصورت تلفنی دستورات لازم را ابلاغ کردم، به فرمانده هوانیروز هم آمادهباش دادم تا بالگردهایش را برای امدادرسانی و در صورت نیاز برای انتقال مجروح به اولین پایگاه ما در تهران آماده کند. ضمناً گفتم لودر، بیل مکانیکی و نیروی انسانی هم پیشبینی کنند. آقای اکبرپور از ما خواسته بود که نیروهای ویژه خود را نیز برای عملیات راپل آماده کنیم.
* وقتی در مسیر بودید این اتفاقات افتاد؟ یعنی وقتی هنوز وارد محیط نشده بودید که ببینید آنجا چه شکلی است و چه چیزی نیاز است. سؤال من این است که این هوشیاری از کجا آمد، آنهم در شرایطی که شما حتی محیط را ندیده بودید.
من محیط را میشناختم. میدانستم که آنجا انبوهی از جمعیت و انبوهی از مجتمعهای تجاری وجود دارد. در ذهنم بهطور کامل فضای حادثه را تجزیهوتحلیل کردم؛ بنابراین محیط برایم ناشناخته نبود.
این حادثه دارای ابعاد گوناگونی بود؛ از حضور عیان و آشکار مأموران جانبرکف آتشنشانی برای مهار آتش و آواربرداری تا حضور پنهان و کمتر مورد توجه قرار گرفته اما مؤثر نیروهایی در ابتدای فروریختن ساختمان پلاسکو؛ نیروهایی که شاید اگر حضور پیدا نمیکردند، شوک فروریختن ساختمان، ساعات بیشتری به طول میانجامید. این حضور مربوط به نیروهای ارتش جمهوری اسلامی ایران میشود، نیروهایی که امروز دیگر ثابت شده است که وظیفه خود را تنها محدود به حفظ و حراست از مرزهای کشور نکردهاند و هر جایی که حادثه و بلایای طبیعی به وقوع بپیوندد یا زودتر یا حداقل همراه با سایران در صحنه حاضر میشوند.کمک به زلزلهزدگان و سیلزدگان در مناطق مختلف که آخرین آن مربوط به سیل سیستان و بلوچستان میشود و کمک به مردم گرفتار در برف و کولاک همچون آنچه در کرمانشاه شاهد بودیم، تنها بخشی از حضور بهموقع و مؤثر ارتش جمهوری اسلامی ایران در حوادث و بلایای طبیعی است. به همین بهانه به دیدار امیر محمد محمودی، معاون اجرایی ارتش جمهوری اسلامی ایران رفتیم تا بهعنوان مسئولیت ستاد بحران ارتش با او مصاحبهای داشته باشیم درباره اقدامات ارتش در حوادث و بلایای طبیعی و چند ساعت حضور مؤثر در حادثه پلاسکو را بررسی کنیم؛ چند ساعتی که چندان به آن پرداخته نشده است و آن حضور بهموقع نیروهای ارتش در زمانی بود که بسیاری در شوک فروریختن ساختمان پلاسکو بودند. در آن لحظات اولیه، این حضور و ورود به میدان سبب شد زمینه برای تأمین امنیت و پاکسازی محیط فراهم شود.
* ابتدا بفرمایید که چگونه متوجه حادثه شدید و چه شد که آنجا حضور پیدا کردید؟
اولاً از حادثه غمانگیزی که در روزهای اخیر شاهد آن بودیم و منجر به از دست دادن قهرمانان ملی کشورمان در بخش آتشنشانی و همچنین از دست دادن تعدادی از هممیهنانمان شد بسیار متأثر شدم. همه ملت ما داغدار شدند. ما هم متأثر شدیم و به خانوادههای محترمشان تسلیت عرض میکنیم. همچنین ابراز همدردی میکنم با خانوادههای عزیزی که در سیل استانهای جنوب شرق گرفتار شدند.
در ارتباط با حادثهای که در ساختمان پلاسکو رخ داد، ما هم از طریق صداوسیما متوجه شدیم و هم از طریق دبیرخانه ستاد بحران وزارت کشور، وقوع حادثه را به من اطلاع دادند و از طریق شبکه خبر دیدم که ساختمان آتشگرفته و آتشنشانها مشغول خاموش کردن هستند. دیگر طاقت نیاوردم، از طرفی هم معاون عملیات ستاد بحران کشور، آقای اکبرپور با دفتر ما تماس گرفت و درخواست کمک کرد. لذا من بلافاصله حرکت کردم.
زیرا من در کنار مسئولیت معاون اجرایی ارتش، مسئولیت ستاد بحران ارتش را هم بر عهدهدارم و هر جا حوادث غیرمترقبهای اتفاق بیافتد، متناسب با گستره اتفاق، وظیفه معاون اجرایی ارتش است تا هماهنگیهای لازم را انجام دهد. این وظیفه توسط فرمانده محترم کل اجا تنفیذ اختیار شده است.
* وقتی شما خبر را از تلویزیون شنیدید، ساختمان ریخته بود؟
هنوز نریخته بود که من حرکت کردم، در این فاصله میدانستم نزدیکترین یگانی که به محل حادثه داریم، دانشگاه امام علی (ع) است. به نیروی زمینی و فرمانده دانشگاه اطلاع دادم که یک گردان آماده کنند و از طریق دبیرخانه ستاد بحران ارتش هم به همه نیروها آمادهباش دادم، بهصورت تلفنی دستورات لازم را ابلاغ کردم، به فرمانده هوانیروز هم آمادهباش دادم تا بالگردهایش را برای امدادرسانی و در صورت نیاز برای انتقال مجروح به اولین پایگاه ما در تهران آماده کند. ضمناً گفتم لودر، بیل مکانیکی و نیروی انسانی هم پیشبینی کنند. آقای اکبرپور از ما خواسته بود که نیروهای ویژه خود را نیز برای عملیات راپل آماده کنیم.
* وقتی در مسیر بودید این اتفاقات افتاد؟ یعنی وقتی هنوز وارد محیط نشده بودید که ببینید آنجا چه شکلی است و چه چیزی نیاز است. سؤال من این است که این هوشیاری از کجا آمد، آنهم در شرایطی که شما حتی محیط را ندیده بودید.
من محیط را میشناختم. میدانستم که آنجا انبوهی از جمعیت و انبوهی از مجتمعهای تجاری وجود دارد. در ذهنم بهطور کامل فضای حادثه را تجزیهوتحلیل کردم؛ بنابراین محیط برایم ناشناخته نبود.
+ نوشته شده در دوشنبه یازدهم بهمن ۱۳۹۵ ساعت 10:40 PM توسط علیرضا
|